خاطرات سه ماهه ثنای عزیزم
سلام عروسک خوشکلم. تقریبا بعد سه ماه دارم برات مینویسم. اینم از بدی های یه مادر شاغله که خودش رییس خودش باشه. منم که حساس و مسئولیت پذیر. خلاصه ببخشم که اینقدر دیر به دیر آپدیت می کنم . همه کارهایی که میکنم برای آسایش و راحتی تو در آیندست. امیدوارم بزرگ که شدی جبران کنی زحمات مامان جون زحمتکشتو. ایشالله تو پست بعد چند تا خبر خوب برات میذارم. قبل رفتن به مسافرت اصفهان جشن عقد داداش امین بود که یادم رفته بود عکسی ازت بذارم. اینم عکس خوشکلت نازنینم: اول کمی از این روزات بگم. بعد عکسای این چند وقتو برات میذارم جیگرگوشم. ماشالله تو این مدت برای خودت خانومی شدی. دیگه تقریبا کامل میتونی صحبت کنی و منظورتو برسونی. 6-7 شعر حفظ ...
نویسنده :
مامان ثنا
9:10



